تبليغاتX
سفید مثل شب

یکشنبه 22 آذر1388

ساده بیا دست منو بگیرو ساده نگیر این همه سادگی رو

 

پیرمرد ماهی فروش را دوست دارم

 

نوشته شده توسط علی در 2:1 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 8 آذر1388

خیال وترس

 از انچه در حال انجامش هستم و اینکه اینطور بی محابا و گستاخانه این اسب سرکش را سر مینهم

سایه ترس را میبینم که بر پیکره ام سایه افکنده و اینده ای مبهم که همچون بختک بر  هستی ام افتاده

من این را  حاصل سالها نه گفتن به امیال درونی و علایقم و پنهان شدن در پشت چشم گفتن ها  به دیگران میبینم که اکنون به درجه فوران رسیده و هیچ چیز و هیچ کس توان رام کردنش را ندارد و نخواهد داشت مگر خودش

پس ای منه من به پیش، تا هر کجا که دلت میخواهد تا هر کجا که راحتی، ازادی،  تا سرایی که انرا مرزی نیست، تا خدایی که انرا بنده نیست به پیش اگر چه با ترس

  

نوشته شده توسط علی در 0:31 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 18 آبان1388

پیرو سیاست فرزانه اینجانب

کسی که دارای عزمی راسخ است جهان را مطابق میل خویش عوض می کند

                                                                                                                                 گوته

نوشته شده توسط علی در 12:17 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 13 آبان1388

یه شب بارونی ساده که شد بهترین شب بارونیه زندگیه من

چه بارونی میومد دیشب . چه شبی شد دیشب.چقدر خوش گذشت کلبه بازی، به یاد بچگی هامون

چقدر عجیب بود .شبی با خنده های بلند از ته ته دل. شب دوست داشتن تو  . شب تو چشات غرق شدن

شبی که تو چشات محو شدم، اب شدم و بدون هیچ حرفی از خوشحال بودنت خوشحال شدم لذت بردم،حال کردم دلم حال اومد

نمیدونم حکمت خدا پشت این جریانهای اخیر چیه ولی هر چی هست خدا کنه خیر باشه  ولا غیر

نمیخوام  لحظه لحظه دیشب رو شرح بدم فقط همین قدر نوشتم تا یادمون باشه عجب شبی بود دیشب

و هر وقت خوندمش دوباره لذت ببرم ویا شایدم لذت ببریم

 

نوشته شده توسط علی در 3:16 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 25 مهر1388

این روزها نه فکر به نوشتن می اندیشد نه دست به رقصیدن روی کاغذ

سکوت را عشق است .....................

نوشته شده توسط علی در 12:34 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه 6 شهریور1388

مرگ من

من از خودم خسته شدم بدون هیچ مقدمه ای بدون هیچ توضیحی

من از تصمیم گیریهام خسته شدم من از خوب بودنم، من از بد بودنم خسته شدم

من از عالم و ادم خسته شدم ، من از من فرار میکنم من به دنبال یه منه جدیدم

من  از ذره ذره خودم تنفر دارم

هیچ ثباتی تو هیچ وجهی از زندگیم نمیبینم  . من بیست و خرده ی ساله که راه رو اشتباه اومدم

دکمه بازگشتی نیست پس دره را عشق است . دره اغوش باز کن  تا من را ببلعی

من من را میکشم .من من کشته خواهد شد،

 

 

نوشته شده توسط علی در 6:44 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه 16 مرداد1388

بر ملا کن دروغها را

بر هم بزن سیاهی را 

بتابان نور را یا مهدی(عج)

تولدت مبارک اقا جون

 

نوشته شده توسط علی در 12:52 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 29 تیر1388

توجه توجه

طبق مدارک موجود در مرکز امار در مملکت ما:

- هنوز حتی یک مورد انفولانزای خوکی و امراض عجیب و غریب دیگر مشاهده نشده است

- اعتیاد به مواد مخدر سنتی و صنعتی ( تریاک و حشیش و شیشه و  LSD و کراک و .....)سال هاست که به افسانه تبدیل شده است و این وادی از هر گونه معتاد مفلوک مبراست

- نرخ تورم و گرانی  و بیکاری در بهترین موقعیت خود از روز خلقت ادم وحوا تا امروز قرار دارد(چه امار نقطه ای و چه نموداری ،فرقی در نتیجه کلی ندارد)

- اکثریت قریب به اتفاق مردم ما (بالغ بر ۹/۹۴٪ مردم)با فاصله ایی زیاد بالای خط فقر قرار دارند و تنها

عده ایی عابد و زاهد برای سعادت اخروی و دنیوی  زندگی ساده و بی الایشی را برگزیدند

- نزدیک به ۱۰ روز است که در مملکت من هیچ هواپیمایی سقوط نکرده است که این موضوع باعث حیرت اتحادیه جهانی گردیده است(با  توجه به تحریم ها )

- نرخ فساد و فحشا و جرم و جنایت به صفر مطلق نزدیک شده است ( توجه کنید صفر مطلق )

- درخواست ها برای مهاجرت به ایران به شدت افزایش پیدا کرده است و به گزارش خبرگزاری ها در امریکا و کشورهای اروپایی مردم از ساعات اولیه بامداد اقدام به تشکیل صفوف طویل در برابر سفارت ایران میکنند

لذا بدینوسیله و از طریق این تریبون از احاد مردم مومن و خدا جو درخواست میشود  به صورت چشمگیری از عبادت روزانه خود به در گاه خداوند  و ائمه  اطهار بکاهند تا خداوند متعال و ائمه اطهار فرصت رسیدگی به امور سایر دول و ملل را داشته باشند، باشد که روزی همه کشورهای جهان را در جایگاه امروز ایران عزیز ببینیم

نوشته شده توسط علی در 1:25 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 21 تیر1388

بی عنوان اما پر معنا

ای خشم به جان تاخته ،توفان شرر شو

ای بغض گل انداخته ،فریاد خطر شو

ای روی بر افروخته ،خود پرچم ره باش

ای مشت برافراخته ،افراخته تر شو

ای حافظ جان وطن ،از خانه برون ای

از خانه برون چیست که از خویش به در شو

گر شعله فرو ریزد،بشتاب ومیندیش

ور تیغ فرو بارد ای سینه سپر شو

خاک پدران است که دست دگران است

هان ای پسرم ،خانه نگهدار پدر شو

دیوار مصیبت کده ی حوصله بشکن

شرم ایدم از این همه صبر تو،ظفر شو

تا خود جگر روبهکان را بدرانی

چون شیر در این بیشه سرا پای جگر شو

مسپار وطن را به قضا و قدر ای دوست

خود بر سر ان ،تن به قضا داده ، قدر شو

فریاد به فریاد بیفزای که وقت است

در یک نفس تازه اثر هاست ،اثر شو

ایرانی ازاده جهان چشم به راه است

ایران کهن در خطر افتاده خبر شو

مشتی خس و خارند ،به یک شعله بسوزان

بر ظلمت این شام سیه فام،سحر شو

نوشته شده توسط علی در 12:38 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه 12 تیر1388

ازادی

خدایا ازادی ام را  ارزوست.

خدایا عزتم را ارزوست.

خدایا وطنم را ارزوست.

 

نوشته شده توسط علی در 11:33 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •